مير سيد شريف راقم سمرقندى

156

تاريخ راقم ( فارسى )

كه ما دعاگوى توايم و همان سال خان به يمن نفس آن حضرت پادشاهان را برهم زده سمرقند را در تحت تصرف خود در آورده است . بعد اليوم هيچكس بر وى معارض و مقابل نگشته . بعد از گذشتن چند وقت خان صاحبقران با حضرت عزيزان عرضه داشته كه عدم قابليت بر آن داشت كه آن حضرت بنده را در سلك مريدان نياوردند . ابو الخير سلطان را بنابر قابليت جبلّى كه از ناصيهء اخلاص او مشاهده شده بود در زمرهء احباب و اصحاب خود درآوردند . آن حضرت سؤال شبهت مآل او را جواب بىاهمال نوشتند كه ابو الخير ابو الشر است . اگر وى را در حلقهء ارادت نياوريم و گرگ شرارت او را در زنجير توبه و انابت نياوريم هر آينه انام اغنام را پوستين آسايش از بر كند و جمع عوام را كالانعام شمارد و حضرت حق جل و علارقم بهتر و مهترى و عدالت‌گسترى و رعيت‌پرورى بر ناصيهء احوال تو كشيده و قامت به استقامت ترا در لباس « الناس يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ » * اختصاص و امتياز تمام داده . پس چگونه احتياج به ارادت اينجانب داشته باشى . عبد الله خان از سخنان حضرت عزيزان تسلى و تسكين يافت . و نيز منقولست از حضرت عزيزان و از زمانى كه معتكف بودند به حضرت اعلم العلماء مرجع الفضلا ، مفسر آيات كلام ربانى ، محدّث احاديث حضرت رسالت پناهى ، باللفظ و المعانى ، مولانا محمود گيلانى جد راقم‌اند خطاب كرده فرموده‌اند كه ايمان موالى مبنى بر كتاب است . اگر ايشان را اشتباهى روى دهد رجوع به كتاب نمايند . پس كتاب ما شماييد . در اين آيت با درايت « أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ » سخنان به خاطر مىرسد معنى فرمودند و حضرت مولانا محمود مقوّى آن معانى آيات و احاديث و منقولات از اكابر فرمودند . بعد از آن حضرت معنى ديگر فرمودند و همچنين حضرت مولانا محمود نيز سخنان مؤيد و مروج آن مىكردند تا پنج نوبت . چنين واقع شده بعد از آن از مبدأ فياض معنى ديگر بر ضمير صفا نظير آن حضرت وارد شده چون بيان اين معنى فرمودند حضرت مولانا متحير شده فرمودند كه فهم ما نرسد بر معانى ديگر . الحاصل خرق عادات از آن مخزن كشف و كرامات بسيار است . در شهور 989 از عالم جسمانى به روضهء رياض روحانى ارتحال و انتقال نمودند . مزار فيض آثار فايض الانوار آن قطب الابرار در ولايت ميانكال در قصبهء كرمينه است كه الوقت كعبهء اهل حاجات و قبلهء اهل مراد است . بعضى از فضلا تاريخ وفات عزيزان را چنين فرموده‌اند : تاريخ « مقتداى زمانه شاه و گدا »